In the works of Katayoun Moghadam in this collection called Repetition, words find a double function: on the one hand, they break free from their obligatory significations so that their formal characteristics and visual charm interweave in a matrix of structural relations with the composition of the work, and on the other hand, through the artists elucidation and emphasis, they attract the viewer’s attention to the content of the chosen words.
Therefore, in both horizontal and vertical settings of the elements on the canvas, the width resulting from the repetition of words, i.e. the key and sacred words of various religions, become the focal point of the composition, and as a color passage, they keep the upper and lower layers of the work connected. Such a layering and horizontal arrangement of the works finds a whole new meaning-even though it is akin to the abstract striped paintings of the western artists. She makes use of principals of frescos and also using methods used in Persian architecture for preparing the backdrop of the works.
Choice of colors and the colorful construction of the paintings mark the artist’s skill and profound knowledge of the way these elements are put to use to find an artistic expression. In order to achieve harmony and create poetic rhythm in her works, in direct relation to horizontal, static compositions, Katayoun Moghadam refrains from using flashy and pure colors, and uses chromatic, nature-inspired hues instead. All these become more interesting with the careful choice of words such as love, reconciliation, peace and goodness-words with a heavenly tone-so in addition to the visual attraction, the viewer is immersed in these holy words.
I believe Moghadam is moving away from the figurations of her previous works, and with a semi-abstract approach, she is seeking out for a poetic spirituality with a more universal expression. It is clear that she has set foot on a new path. What novelties and peculiarities lie ahead, we shall wail and see.
Hamidreza Karami
June 2014
در آثار کتایون مقدم در مجموعه نقاشیهای تکرار، کلمات کارکردی دوگانه مییابند؛ آنها از سویی از دلالتهای الزامآورشان رها میشوند تا ویژگیهای فرمال و جذابیتهای بصریشان در شبکهای از روابط ساختاری در ترکیببندی اثر تنیده شود، و از سوی دیگر، به واسطهی توضیح و تاکید هنرمند، توجه مخاطب را به بار معنایی واژههای به کار برده شده معطوف کنند.
به این ترتیب، در هر دو آرایش افقی و عمودی عناصر بر سطح بوم، پهنای پدیدآمده به سبب تکرار و تسلسل واژگان – یعنی کلمات کلیدی و مقدس در ادیان مختلف – در کانون تمرکز ترکیببندی جای میگیرد، و به مثابه گذرگاهی رنگی یا پاساژ، لایههای فوقانی و تحتانی اثر را در پیوند با یکدیگر نگاه میدارد. چنین لایهبندی و ساماندهی افقی آثار، هر چند میتواند یادآور نقاشیهای نواریِ انتزاعگران غربی باشد، اما در کار کردنِ اسلوبهای برگرفته از نقاشی دیواری و رجوع به جلوههای ملهم از معماری ایرانی در آمادهسازی و پرداخت بستر آثار، هوشمندانه رنگ و بویی متفاوت مییابد.
رنگگزینی و ساخت و ساز رنگین نقاشیها هم نشان از تجربه و شناخت عمیق هنرمند از کاربرد این عنصر بنیادی در خدمت بیان نقاشانه دارد. کتایون مقدم برای نیل به هماهنگی و خلق ضربآهنگ شاعرانه در کارهایش – که در نسبت مستقیم با ترکیببندیهای عمدتا افقی و ایستا قرار میگیرد – از کاربرد رنگهای درخشان و خالص پرهیز میکند، و به جای آن از فامهایی که تداعیکنندهی جلوههای رنگین طبیعت هستند استفاده میبرد. این همه با هنرمندی، با معنای کلماتی همچون عشق، آشتی، آرامش و نیکی که طنینی آسمانی و امیدبخش دارند، همگام و همراستا میشود تا بیننده علاوه بر جذابیتهای بصری اثر، در معنای برآمده از آهنگ تکرار این واژگان مقدس نیز مستغرق شود.
به نظر میرسد مقدم در مجموعهی پیشِ رو با گامی بلند از شکلنماییهای پیشین در کارنامهاش فاصله میگیرد و با رویکردی نیمهانتزاعی به جستجوی معنویتی شاعرانه و بیانی انسانی و جهانشمولتر برمیآید. بیتردید او با پویایی گام در مسیری دیگر گذاشته که باید در انتظار تازگیها و غرابتهای بیشتری در ادامهی راهش بود.
حمیدرضا کرمی
خرداد 1393

